قیمت سکه و ارز
۱۳۹۲/۰۴/۱۸ - ۱۱:۲۱
سقوط مرسی، «الجزیره» را به لبه سقوط در جهان عرب نزدیک کرد

پایان زودهنگام عصر الجزیره/از «بن لادن» تا «مرسی» راه کوتاهی بود

حالا دیگر الجزیره به پشتوانه صداقت نسبی و حرفه‌ای‌گری خاص سبک خودش نمی‌تواند از بلندای قوطی‌کبریت ساختمان کوچک ادعای بلندگوی جهان عرب را فریاد بزند. دوره اوج شبکه خبری قطری‌ها خیلی کوتاه بود.و سقوط اخوانی‌ها در مصر کوتاه‌ترش هم کرد.

پایان زودهنگام عصر الجزیره/از «بن لادن» تا «مرسی» راه کوتاهی بود

 

به گزارش «سراج24»،‌ حالا دیگر با کنار رفتن حکومت اخوان‌المسلیمن در مصر خیلی واضح‌تر می‌شود از نابودی رویایی به نام رهبری افکار عمومی جهان عرب در شبکه الجزیره سخن گفت. قطر 17 میلیارد دلار خرج تحولات منطقه کرد و حالا الجزیره بازوی رسانه‌ای مشهور این شبکه با دست خالی میدان را ترک می‌:کند.در حالی که امروز خبر استعفای یک سردبیر ارشد دیگر، «وسام فضل» منتشر شد و احتمال آغاز دوباره موج استعفاها در شبکه الجزیره را به سر زبان‌ها انداخت.
11 فوریه 2011 بلافاصله بعد از پخش دهان به دهان خبر کناره گیری مبارک از حکومت مصر در میدان معروف التحریر قاهره؛ مردم مصر که با هزینه انسانی فراوانی به این مرحله از جنبش رسیده بودند مثل همه انقلاب ها برای برگزاری جشن پیروزی انقلاب شان آماده می شدند. پرچم های ملی مصر که حالا با رفتن مبارک تبدیل به نماد دوست‌داشتنی‌تری برای مصری ها شده بود در سرتاسر میدان به اهتزاز در آمده بودند و مردم مصر فارغ از همه وابستگی های سیاسی و قومی و قبلیه‌ای جشن سقوط مبارک را با شور و هیجان معمول همه انقلاب‌های مردمی برگزار می‌کردند.
در میان این ماجرا از دوربین های تلویزیونی که در سراسر دنیا در چهارگوشه میدان التحریر تصاویر مصری هایی به هیجان آمده از خیال آزادی را پخش می کرد چند نمای تصویری ظاهرا بی‌اهمیت پخش شد که بعدها تحلیل‌گران رسانه‌ای در سراسر دنیا آن را نشانه‌ای برای چیزی به نام تغییر در دنیای رسانه‌های عرب زبان تلقی کردند: در گوشه ای از میدان التحریر جایی که در میان انبوه جمعیت پرچم های سه رنگ مصر با آن نشان ترسناک وسط آن خودنمایی می کرد عده‌ای هم پیدا شده بودند که پرچم یک کشور دیگر را بالا برده بودند: کشور قطر و معنای این حرکت نمادین آن قدر واضح بود که همه متوجه شدند. قضیه به شبکه «الجزیره» و تشکر مردم مصر از  فعالیت‌های همه جانبه‌اش در حمایت رسانه‌ای از انقلاب مصر مربوط می شود.حالا الجزیره بزرگ شده بود. آن‌قدری که دیگر در قوطی‌کبریتش جای نمی‌شد.
 
احتمالا مبارک که  در سال 2006 در جریان سفر به قطر و در جریان بازدید غیرمنتظره اش از شبکه الجزیره وقتی از کوچک بودن ساختمان آن متعجب شده بود به وزیر اطلاعات و معاونش در همان جا گفته بود که همه دردسرها از همین قوطی کبریت بیرون می آید فکر چنین روزی را هم نمی کرد. روزی که پرچم کشور سرمایه دار الجزیره در مهمترین مکان عمومی کشورش به اهتزاز دربیاید .. مبارک از پشت عینک دودی معروفش بعد از انقلاب مصر این صحنه ها را می دید؟
به فاصله یک سال حالا در سوریه مردم این کشور که از بحران یک سال و اندی شکل گرفته در این کشور خشمگین بودند در تظاهرات حمایتی از بشار اسد رئیس جمهور قانونی دولت سوریه علاوه بر آتش زدن پرچم کشورهای آمریکا و اسرائیل که آنها را مسببان شکل گیری این بحران می دانستند گوشه چشمی هم به پرچم قطر داشتند. پلاکاردهای حمل شده توسط تظاهرات کنندگان از شبکه تلویزیونی الجزیره می خواست که به دروغگویی در مورد سوریه پایان دهد و مردم سوریه را راحت بگذارد.
و حالا مردم مصر، با کنار زدن رئیس‌جمهور مرسی از بزرگترین حامی مالی و رسانه‌ایش قطر به شدت دلگیر و شاکی شده‌اند... در 9 مه امسال، قطر 3 میلیارد دلار وام کم بهره دیگر به دولت مرسی کمک کرد تا مجموع وام‌هایش به دولت جدید مصر به 8 میلیارد برسد.الجزیره بلافاصله بعد از برکناری مبارک، کانال مصر الجزیره را راه انداخت و حالا در تظاهرات روزتمرد شعارهای علیه شبکه الجزیره داده می‌شود.
و این پایان زودهنگام رویایی بود که الجزیره در سر داشت. رهبری افکار عمومی در جهان عرب
همه ماجرا از اواخر سال 2001 میلادی دقیقا 10 سال پیش زمانی که هنوز الجزیره یک شبکه عرب زبان تقریبا گمنام در دنیای رسانه ای غیرعرب ها بود آغاز شد. پرداخت فقط بیست هزار دلار به ازای هر دقیقه سخنرانی ویدئویی به بن لادن و ایمن الظواهری رهبران القاعده  برای خرید حق پخش ویدئوهای انها بعد از وقایع 11 سپتامبر بهای اندکی بود برای جهانی شدن و اوج گرفتن شبکه ای که همچنان بعد از گذشت 5 سال از تاسیس با  کمک های دولتی شخص امیر قطر اداره می شد و هر نوع تلاش‌اش برای جذب آگهی و درآمدزایی و خودکفایی در هزینه ها به شکست انجامیده بود.
 
حالا الجزیره وارد بازی شده بود. بازی خطرناکی که سرانجام ش به ویدئویی رسید که دولت سوریه از پشت صحنه فعالیت خبرنگار الجزیره در سوریه کشف کرده بود و در آن نشان می داد که چگونه خبرنگار الجزیره قبل از اینکه روی آنتن برود در حال آماده سازی صداهای انفجار ساختگی در پس زمینه جایی است که مشغول گزارش دادن است و چگونه با یک  فرد غیرنظامی تحت عنوان افسر ارتش مصاحبه کند تا از جراحات و صدمات همان انفجارها سخن بگوید.
الجزیره حالا تبدیل به یک غول رسانه ای شده بود که بر حسب منطق رقابت در دنیای رسانه های جریان اصلی ادامه حرکتش مثل یک نقشه راه از قبل مشخص و از پیش تعیین شده بود .اگر 11 سپتامبر و رابطه خاص آن ها با منابع اطلاعاتی القاعده نقطه  طلایی الجزیره  بود و اگر انقلاب مصر و ماجرای بیداری اسلامی جایگاه الجزیره را در میان مخاطبان عرب و غیر عربش به طرز فزاینده ای تثبیت کرده بود حالا وقایع سوریه تبدیل به پاشنه آشیل شبکه الجزیره شده بود. عملکرد الجزیره در مصر نشانه خوبی برای استدلال در باب قدرت رسانه ها در دنیای امروز بود و عملکردش در قبال وقایع سوریه نشانه خوبی برای دوگانگی معیارهای رسانه ها در دنیای جدید.
علی هاشم خبرنگار مستعفی الجزیره در سوریه که خیلی ها استعفای او را آغاز کننده موج استعفای خبرنگاران و مسئولین الجزیره در اعتراض به سیاست های رسانه ای اخیر الجزیره می دانند  دلیل استعفای خود را در یک ویدئو  این چنین اعلام می کند:" ما در مرز سوریه و لبنان بودیم. همه رسانه ها از یک اعتراض مسالمت آمیز، یک انقلاب بدون سلاح و  اعمال خشونت از طرف دولت حرف می زدند و ما در حال تماشای جا به جایی سلاح ها و افرادی بودیم که مجهز به انواع سلاح ها بودند. این چیزی بود که مدیران الجزیره قادر به شنیدن آن نبودند و تحملش را نداشتند.به ما گفته شد که سریعا به دفتر شبکه برگردیم"
و این اتفاقی بود که این شدت و حدت در الجزیره بی سابقه بود. در همه وقایع این ده سال با وجودی که تاثیر جهت گیری های خاص دولت قطر در سیاست گذاری های الجزیره در مواقعی کار را به سیاسی بازی در انعکاس وقایع می کشاند اما اگر مورد خاص ایران (به ویژه ماجرای پرونده هسته ای و وقایع بعد از انتخابات 88) را مستثنا کنیم الجزیره در جریان دیگر وقایع مهم خاورمیانه و جهان به خصوص در جریان اتفاق جنگ سی و سی روزه حزب الله و جنگ بیست و دو روزه در غزه  با وجود همه سوگیری ها و تعصبات رسانه ای خاص  معمول رسانه های جهانی عملکرد غیرقابل قبولی نداشت و در جریان سیل مداوم پروپاگاندای رسانه های جریان اصلی غرب شاید می توانست به عنوان منبع معتبرتری در ارائه مستقل اخبار مورد توجه قرار بگیرد به خصوص اگر ماجرای الجزیره را با رقیب تازه تاسیس شده عربی دیگرش العربیه مقایسه کنیم.
 
درست یک سال قبل از شروع انقلاب های عربی بزرگترین اقدام سیاسی رسانه ای الجزیره که به شدت به منافع صلح طلبان با اسرائیل لطمه زد افشای اسناد محرمانه مذاکرات تشکیلات خودگردان و اسرائیل بود . این مجموعه بالغ بر 1600 پرونده و هزاران مکاتبه از جزئیات این مذاکره است که رسوایی بزرگی برای ابومازن و رفقایش به همراه داشت .
بر طبق این اسناد طرف فلسطینی قبول کرده بود که اداره بیت المقدس توسط اسرائیلیها انجام شود و یا به پیشنهاد کاندولیزا رایس برای اسکان آوارگان فلسطینی در جایی از خارج از کشورشان ( به طور مثال شیلی ) جواب مثبت داده بود .تشکیلات خود گردان این اسناد را « مجموعه ای از دروغ ها» خواند و شکایتی را علیه الجزیره تنظیم کرد . بعدتر کمیته اطلاعاتی تشکیلات خود گردان لب به سخن گشود و بیان کرد که این اطلاعات از دفتر آنها به سرقت رفته است.
اعتبار شبکه الجزیره با این اقدام پیچیده اطلاعاتی رسانه ای در نزد مخاطبان عرب زبانی که از انفعال دولت ها و سیاست های اعراب در قبال اسرائیل به تنگ آمده بودند به شدت افزایش پیدا کرد. الجزیره قبلا هم بارها با نمایش جنایات صهونیت ها در فلسطین و نوار غزه مشی متفاوت خود در برخورد با مساله پردامنه دنیای عرب یعنی وجود رژیم صهیونیستی را نمایش داده بود . حتی در زبان گزارش ها و اخبار الجزیره دنیای واژگانی متفاوت با رسانه های معروف جهانی و حتی رسانه های عرب داشت.در حالی که همه رسانه های عربی اتفاقت جنگ سی.و سه روزه را به ماجراجویی های حزب الله نسبت می دادند الجزیره از واژه متجاوز برای اسرائیل استفاده کرده بود. و کشته های جنگ غزه را هم شهید می نامید.
به همیت ترتیب الجزیره با پوشش لحظه به لحظه اتفاقات مصر و به ویژه با بهره گیری از سبک خبرنگاری مردمی توانست رسانه اول منطقه و دنیا لقب بگیرد. نقل مشهوری هست که می گوید باراک اوباما و هیلاری کلینتون در روزهای انقلاب مصر شبکه اول دفتر کاری خودشان را از سی.ان.ان. بر روی الجزیره تغییر داده بودند. بیشتر از شصت درصد تصاویری که الجزیره برای پوشش قیام مردمی مصر نمایش می داد تصاویری بود که توسط مردم به وسیله دوربین های موبایل ها یا دیگر وسایل تصویربرداری آماتوری ضبط و فرستاده شده بود و این برای یک رسانه با این شرایط یک برد بزرگ بود. مردم مصر خبرنگاران الجزیره شده بودند . مسئولان شبکه الجزیره هفته منتهی به انقلاب مصر را هفته سرنوشت شبکه الجزیره نامیده بودند.
 
اما اتفاقی که در سوریه و بعد در مصر بعد از مرسی افتاد همه معادلات را بهم زد. الجزیره در سوریه بارها دروغ پردازی کرد و علیه دولت بشار اسد پروپاگاندای بی سابقه و بی رحمانه ای به راه انداخت . ده سال فاصله بسیاری کمی است برای پیمودن مسیر تهدید به بمباران دفترهای شبکه الجزیره  در افغانستان از سوی دونالد رامسفلد ( اتفاقی که سرانجام هم نیفتاد) و دستگیری خبرنگار آن در عراق توسط نیروهای ائتلاف تا قرار گرفتن در صف اول رسانه ای نبرد سرنوشت ساز و تعیین کننده این روزهای آمریکا. الجزیره در ماجرای سوریه به بازوی رسانه ای هم جهت با منافع و سیاست های آمریکا تبدیل شد. چیزی که علی هاشم خبرنگار مستعفی الجزیره در یک ویدئو در توضیح دلایل استعفایش آن را به یک "خودکشی رسانه ای" تعبیر کرد و از الجزیره جدید هم به عنوان یک " ماشین رسانه ای  جنگ" یاد کرد.
بعدها در جریان حمله ارتش سایبری سوریه به یک سرور امنیتی شورای ملی سوریه  اصلی ترین گروه مبارز علیه اسد و هک ایمیل های ردو بدل شده آنها فاش شد که "احمد ابراهیم" مسئول بخش پوشش خبری سوریه در الجزیره برادر "انصار العبده" یکی از رهبران شورای ملی  جریان مسلح مخالف دولت در سوریه است. و این برای همه کسانی که ماجرای سوریه را از طریق الجزیره دنبال می کردند خبر عجیبی نبود.
اگر عملکرد دروغ پردازانه الجزیره در سوریه را در کنار بایکوت کامل خبری وقایع بحرین  و همین‌[طور سقوط حکومت اخوان در مصر قرار دهیم می توانیم متوجه شویم که چرا غسان بن جدو مدیر سابق دفتر الجزیره در تهران و بیروت که حالا شبکه مستقل المیادین را در لبنان تاسیس کرده است در متن استعفای خود از شبکه الجزیره این چنین می نویسد: رویای بی طرفی و کار حرفه ای در الجزیره به پایان رسید. الجزیره دیگر یک منبع رسانه ای جهانی نیست و به یک اتاق عملیات روانی برای تحریک تبدیل شده است.
اشتراک گذاری
نظرات کاربران
capcha
هفته نامه الکترونیکی
هفته‌نامه الکترونیکی سراج۲۴ - شماره ۳۱۷
آخرین مطالب
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••